العلامة الحلي ( مترجم : حميدرضا آژير )
102
كشف اليقين ( فارسي )
( 1 ) از آن جمله است كه : مردى از دانشمندان يهود نزد ابو بكر آمد و به او گفت : تو جانشين پيامبر اين امّتى ؟ گفت : آرى . گفت : ما در تورات خواندهايم كه جانشينان انبيا آگاهترين فرد ملّتهاى ايشان هستند . پس به آگاهى من برسان كه خدا كجاست ؟ در آسمان يا در زمين ؟ ابو بكر گفت : او در آسمان و بر عرش است . يهودى گفت : كدام سرزمين از وجود او تهى است ، زيرا بر اساس اين سخن او بايد در مكانى باشد و در مكانى نباشد . ابو بكر به او گفت : اين سخن زنديقان است . از من دور شو كه در غير اين صورت تو را خواهم كشت . آن دانشمند يهودى در حالى كه اسلام را مسخره مىكرد برفت . امير المؤمنين ( ع ) با او برخورد كرد و فرمود : بر آنچه از او پرسيدى و نيز پاسخى كه به تو داد آگاهى يافتم . ما مىگوييم : خداوند سبحان ، كجايى را در هر جا كه خواهد نهد ، پس جايى براى او نيست و اجلّ از آن است كه مكانى او را در بر گيرد ، در حالى كه او در هر مكانى حضور دارد آن هم بىهيچ تماس و مجاورتى . بر هر چه در زمين مىگذرد آگاهى دارد و هيچ چيز در آن از تدبير الهى بيرون نيست . اينك به تو مىگويم آن چه را كه در كتابهاى شما آمده است و سخنان مرا تأييد مىكند . اگر دانستى بدان ايمان مىآورى ؟ يهودى گفت : آرى . حضرت ( ع ) فرمود : در برخى از كتابهاى شما آمده است كه روزى موسى بن عمران ( ع ) نشسته بود كه فرشتهاى از مشرق بيامد و موسى ( ع ) به دو گفت : از كجا مىآيى ؟ گفت : از نزد خداوند عزّ و جلّ . سپس فرشتهاى از مغرب نزد او بيامد . موسى از او پرسيد : از كجا مىآيى ؟ او پاسخ داد : از نزد خداوند عزّ و جلّ . سپس فرشتهء ديگرى آمد [ موسى گفت : از كجا مىآيى ؟ ] [ گفت : از آسمان هفتم نزد تو مىآيم ، از نزد خداوند تبارك و تعالى و سپس فرشتهء ديگرى نزد او آمد ] و گفت : من از زمين زيرين هفتم از بارگاه خداوند نزد تو